حسين مروج
513
اصطلاحات فقهى ( فارسى )
موارد استعمال : حبس مماطل جايز است . تحرير الوسيله مماكس - كسى كه در خريد جنس با ديگران رقابت مىكند . در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه در معامله بسيار چانه مىزند و تلاش زياد مىكند كه در خريد به زير قيمت بخرد و در فروش به بالاى قيمت بفروشد . مجمع البحرين موارد استعمال : فرق گذاشتن بين مماكس و غيره مكروه است . شرح لمعه ، كتاب متاجر مماكة - مطالبهء كم كردن قيمت جنس . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : از مماكه در چهار چيز نهى شده است : اضحيّة ، كفن ، تمن نسمه ، در كرايهء حيوان براى مكّه . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 122 ممسك المال - كسى كه در حال حاضر مال در دست او مىباشد . موارد استعمال : اگر صاحب مال بگويد اين مال به عنوان امانت به او سپرده شده و ممسك المال بگويد به عنوان رهن پيش من است ، قول ممسك المال مقدم است . شرح لمعه ، كتاب رهن ممسوح - ماليده ، لمس شده ، مساحت شده . در عرف فقيهان ، درهم و دينارى را گويند كه سكه آنها ماليده و از بين برود . موارد استعمال : پرداخت زكات در درهم و دينار ممسوح و واجب نيست . شرح لمعه ، كتاب زكات مملوك قديم - بردهاى كه حداقل شش ماه از تملك آن گذشته باشد . موارد استعمال : نذر عتق مملوك قديم منصرف مىشود به بردهايى كه شش ماه از تملك آن گذشته باشد . شرح لمعه ، كتاب عتق مملوك مؤمن - بردهاى است كه به مذهب حق جعفرى معتقد است . موارد استعمال : عتق مملوك مؤمن مستحب است . شرح لمعه ، كتاب عتق مناسب - ملائم و موافق . معجم لغة الفقهاء در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه با انسان قرابت نسبى دارد . موارد استعمال : ديهء مقتول به مناسب و مسابب داده مىشود . شرح لمعه ، كتاب ارث مناسخات - چيزى را نقل مكان كردن و از حالتى به حالت ديگر آوردن . جمع مناسخة است . جواهر الكلام ، كتاب ارث در عرف فقها ، مناسخات عبارت است از اينكه انسانى بميرد درحالىكه از او مالى و وراثى باقى مانده است و قبل از تقسيم ارث يكى از وراث بميرد . شرح لمعه ، كتاب ارث ؛ طلبة الطلبه ، كتاب فرايض مناضلة - تمام تلاش خود را براى برترى در مسابقهء تيراندازى انجام دادن است . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : پس از برنده شدن يكى از طرفين عدم اعلام برنده در مقابل اخذ چيزى درست نيست به علت اينكه غرض نهايى مناضله فوت مىشود . شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه منافع الحرّ - كار و فعاليت كه شخص با